سلام بر بهترین دوستانم در وادی قلم
سلام بر شما خبرنگاران عزیز که از جوهره قلمتان صداقت نمایان می شود
سلام بر شما که شب و روز برایتان معنا و مفهموم ندارد،
حقا که دنیای الکترونیک و عصر ارتباطات سخت نیازمند قلم توانایتان است. جوامع مختلف بر نقش بی بدلیل و انکار ناپذیر شما در اطلاع رسانی صحه می گذارند و بر حسب اقتضاء شما همواره بایستی باخبر باشید.
درود بر شما که درراه رسیدن به هدفتان هزاران بار خطر را به جان می خرید. پرعیان است که قلم پرنفوذتان تمامی مرزهای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی را بدون ترس از هیچ مانعی طی میکند. درود بر شما که صادقانه می نویسید و برای ساختن فرهنگ ها و آبادانی به دور ازهرگونه حاشیه می نگارید.
نگارش شما برای توسعه، بالندگی، کمال و تعالی جامعه بر هیچ کس پوشیده نیست. احسنت بر شما که بدون هیچ گونه چشم داشتی افکار عموم را به تکاپو و کنکاش هدایت می کنید.
عرض ادب خدمت شما فرهیختگانی که امنیت و سلامت فرهنگی، اهمیت فکری و پویش ذهنی جوامع مرهون سخت کوشی و تلاش خالصانه و قلم بی ادعایتان است.
در وصف قلم مقدس شما با افتخار استناد میکنم به کلام خالق بی همتا که در قرآن می فرمایند ن والقلم ومایسطرون. معتقدم که شما بودن و ماندن در جولانگاه نگارش را با قلم خود تحکیم می بخشید. و با افتخار می توان اذعان داشت که حکومت مقدس و اسلامی ایران مدیون تلاشهای فراتر از انتظار شما خصوصا در دوران هشت ساله دفاع مقدس بوده که مضافا طی چهل سال گذشته با روایت راویان عرصه نگارش و تصویر گران جان بر کفی که در سرما و گرما هیچگاه قدم کوتاه نکرده و قلم بر زمین ننهاده و لنزهای دوربین شان هر لحظه بیناتر و هوشیارتر، از شکار سوژه ها دریغ نکرده اند. زحمات دلسوزانه شمادر جریان سیل فروردین 98 به هیچ وجه قابل اغماض نیست که با قلم توانایتان ندای محرومیت استان لرستان خصوصا مناطق سیل زده را به گوش جهانیان رساندید. حال با اندک چرخشی قلم را به سوی شرکت توزیع برق استان سوق می دهم و تعامل پویا و صادقانه شما را در ده سال گذشته و عملکرد رسانه ای شرکت را درکمال تواضع و فروتنی و با نهایت امتنان یادآور می گردم.
خاطرات ده سال گذشته در کنار شما صادقان راستین اطلاع رسانی و آگاهی بخشی جز حلاوت و شیرینی ماحصل دیگه ای نداشت.
آنچه که مصطلح است همواره دو کلمه تلخ و شیرین مکمل یکدیگرند. اما براستی و با تاسی از صداقت قلمتان اذعان می نمایم که تمام خاطرات این ده سال هر روز برای ما شیرین تر از روز قبل بوده و هیچگاه در این ایام کام ما تلخ نگشت. حمایت های بی شائبه شما بعنوان یار و یاور شرکت توزیع ما را در راه رسیدن به اهدافمان همواره مصم تر و با انگیزه تر می نمود.
هر زمان که حضور موثرتان احساس می شد با عملیاتی نمودن ارکان اصلی خبرنگاری که همان صحت و صداقت در کار، دقت در تولید و انعکاس خبر و سرعت در اطلاع رسانی می باشند حتی در سخت ترین شرایط نقش تاثیر گذارخود را ایفاء نمودید.
حال که با استعانت از خداوند متعال اینجانب باپشت سر گذاشتن سی سال خدمت خاضعانه به افتخار بازنشستگی نائل گردیده ام در ابتدای شهریور ماه پیش رو از خدمت همه عزیزان مرخص شده و آرزوی توفیق مستمر را برای شما عزیزان ازپیشگاه مقدس حق تعالی خواستارم.
شاد بودن، شاد زیستن و شاد اندیشیدن همه شما آرزوی قلبی اینجانب می باشد
ارادتمندمجید امرایی خدمت گذار مردم در روابط عمومی برق لرستان

عباسدارایی/ بلوطستان
اختصاص سهم 30درصدی به ن در انتصابات و توزیع مدیریت ها یکی از شعارهای رئیس جمهور در انتخابات بود که با هدف ارتقای نقش ن در تصمیم گیری ها و بکار گیری آنها در مناصب مدیریتی از سوی رئیس جمهور طرح و در دوره دوم ریاست جمهوری او این شعار با تاکیدات رئیس جمهور و دولت به استانداران آرام آرام برخلاف شعارهای دیگر رئیس دولت محقق شده است . لرستان در حالی یکی از استان های پیشتار در زمره بکار گیری ن در مناصب مدیریتی محسوب می شود که در یکسال گذشته سه زن بعنوان مدیرکل دستگاههای اداری استان و چندین زن در مناصب ستادی استانداری و همچنین معاونت های فرمانداری ها و از سوی دولت تدبیر و امید بکار گرفته شده و غالبا این ن به طور مشخص از حمایت سید موسی خادمی استاندار لرستان در فرآیند انتصابات مدیریتی برخوردار بوده به طوری که در یکی دو مورد با وجود برجستگی یکی دو چهره مرد که در آستانه مدیرکلی بودند اما تمایل استاندار به تحقق شعار دولت مبنی بر سهم 30درصدی ن در مدیریت ها و همچنین حمایت او از قشر ن این بانوان بودند که در آستانه صدور ابلاغ بر برخی مردان فائق آمده و آنها را از منصب مدیرکلی دور کردند .
به طور مشخص بهزیستی و دامپزشکی دو حوزه ای بودند که وزارت خانه و سازمان مبتوع در سطح کشور تمایل به استفاده از مردان در سمت مدیرکلی این دو حوزه بودند اما نگاه جنسیتی دولت و حمایت های شخص استاندار از انتصاب بانوان باعث شد تا دو بانو در این دو دستگاه به عنوان مدیر کل منصوب شوند. در حوزه کتابخانه ها نیز یک زن بکار گمارده شد تا در کنار مدیرکل زن استاندارد ، در حال حاضر چهار زن در کابینه مدیریتی استاندار لرستان حضور داشته باشند .
صرف نظر از دو انتخاب خوب استاندار در دو حوزه ستادی استانداری و بکار گیری دو بانو بعنوان مدیرکل ستادی بانوان و امور خانواده و همچنین مدیرکل گزینش استانداری لرستان که به ویژه در حوزه بانوان استانداری شاهد تحولی چشمگیر با مدیریت ناهید پرویزپور بوده ایم ؛ اما نمی توان به صرف نگاه حمایتی دولت مبنی بر توزیع جنسیتی در مناصب مدیریتی و اختصاص سهم 30درصدی به ن این رویکرد را در استان لرستان رویکردی موفق ارزیابی کرد زیرا با واکاوی دقیق و ارزیابی درست مدیریت ن دست کم در دو حوزه مدیریتی لرستان تین نتیجه حاصل می شود که مدیریت ن نه تنها برای جامعه ن دستاوردی به ارمغان نیاورده بلکه خود تهدیدی جدی علیه قشر ن بوده و ضعف مدیریتی مدیر زن که مدیریت شان صرفا محصول نگاه صرف و جنسیتی دولت بوده و در انتخاب شان به دو مولفه کارایی و شایسته گزینی توجه نشده است بی اعتمادی به این قشر را در جامعه پدیدار شده و به عبارتی ساده تر ، ن توانمند غیر مدیر قربانی ن ضعیف مدیر شده و به چوب آنها سوخته اند و چندان استقبالی از نگاه جنسیتی دولت به جامعه زن در انتصابات نمی شود .
نگاه جنسیتی دولت در انتصابات در یکی از حوزه های اداری فراگیر و تاثیر گذار استان کار را به جایی رسانده که دو عزل را به فاصله ای کم در سطح معاونین رقم زده که چرایی و واکاوی دقیق این عزل ها نشان دهنده این نگاه نه است که احتمال می رفت این دو مرد در آینده نزدیک بعنوان دو فرد ذی نفوذ در محیط اداری جای او را گرفته و سازمان متبوع در تهران رای به عزل او و نصب یکی از این دو گزینه بدهند و لذا در یک پروسه احتمالا هدفمند با لطایف الحیل این دو مرد با هدفی یکسان و شیوه هایی متفاوت عزل و بدون توجه به کارایی و شایستگی آنها ، امروز قربانی این دو معاون خانه نشین و قربانی نگاه جنسیتی دولتی شده اند که گویا صرفا بنا داشته سهمی را به ن بدهد و به میزان کارایی و شایستگی آنها توجه ای نداشته است .
واکاوی دقیق مدیریت نه در دو حوزه مدیریتی استان نشان می دهد که انتصابات ن نه تنها در این دو حوزه دستاوردی برای جامعه ن نداشته بلکه ادارات کل تحت مدیریت دو زن بدون کوچکترین دستاوردی به صحنه تقابل زن مدیر و مردان کارمند منجر شده و عملا ضمن حذف پایگاه حامیان دولت در یک اداره کل با دو عزل معاونتی و ضعف یک مدیر زن دیگر چالشی جدی برای دولت مستقر در استان ایجاد شده که باید به جای تداوم مدیریتی آنها ، استاندار در استان تصمیمی عاجل گرفته و ضمن توجه جدی به انتصاب ن و انتخاب های شایسته و کارا از بین قشر بانوان بعنوان نیمی از جامعه ، مانع از تضعیف موقعیت بانوان در حوزه اداری شده و بیش از پیش برخی حوزه های حساس و تاثیر گذار قربانی نگاه نه برخی مدیران زن غیر کارا نشوند
✍علی گودرزیان ع پایدار
برای همچو منی که همه ی ایران را سرای خود می دانم، لبخند هرایرانی بهانه ای می شود تا من هم لبخندبزنم، فرقی نمی کند آن ایرانی، درکجای این سرزمین کهن، نشسته باشد، الیگودرز، که پاره ی تن ماست!
امروز، گزارش "تلنگاران" درباره ی سفر وزیر محترم صمت جناب آقای دکترشریعتمداری به لرستان را می خواندم و بهترآن دیدم دراین باره نکاتی یادآوری کنم:
اگرچه مردم لرستان خاطره ای ناخوشایند از کلنگ زنی های بی سرو پا دارند اما برای من ثابت شده است که برخی کلنگ ها صاحب دارند مثل همین کلنگی که دوسال پیش برای ساخت سالن ورزشی درفلک الدین خرم آباد زده شد و تصورم این نبود که بعداز دوسال دقیق در دهه فجر سال جاری شاهد افتتاحش باشیم!
پس کلنگ تا کلنگ همه ی کلنگ ها بی صاحب نیستند!
باخبرشدیم پروژه های مهمی در الیگودرز کلنگ زنی و یا راه اندازی شد:
کلنگ زنی کارخانه ی لاستیک سازی بارز با اعتبار ۱۵۰۰ میلیارد تومان با پشتیبانی"شستا" این یعنی سرنوشت این کلنگ با کلنگ "لاستیک سازی خرم آباد"، تفاوت اساسی دارد!
کلنگ زنی "مجتمع گردشگری سد حوضیان" باز باپشتیبانی "شستا، در۱۲۵ هکتار زمین و ۲۵۰ میلیارد تومان اعتبار.!
پیگیری و راه اندازی گاوداری ۲۰۰۰ راسی شیری و گوشتی در۴۱ هکتارزمین با ۴۲ میلیاردتومان سرمایه گذاری .!
تجهیزکارگاه ساخت کارخانه ی کاغذسازی با مشارکت بخش خصوصی و حمایت دولت .!
این پروژه ها بخشی از پروژه هایی بود که امروز با حضور جناب آقای شریعتمداری یا کلنگ زنی یا راه اندازی شد!
پیش از این درسال جاری پروژه های دیگری باز، باپیگیری جناب خدابخشی و مدیران دولتی کلیک خورده است:
ساخت سکوی ورزشی ۳۵۰۰ نفری ورزشگاه شهید ارسلان گودرزی با ۷۰ درصد پیشرفت کاری.!
ساخت پیست اسکی دردهستان فرسش کوه تمندر!
ساخت پیست تارتان دومیدانی!
قراربود۲۴ اسفند ماه ۹۷ معاون وزیر بهداشت برای افتتاح پروژه های "بهداشت و سلامت" به الیگودرز بیاید با خبرشدیم این سفر لغو شد و قراراست آخرفروردین آینده ، خود وزیر محترم بهداشت برای افتتاح پروژه های زیر به لرستان و الیگودرز سفر کند:
گشایش بازسازی، بهسازی و تجهیز شده ی بیمارستان امام جعفرصادق ع الیگودرز با تجهیزات آنژیو گرافی و
افتتاح ساختمان جدید دانشکده ی پرستاری .!
و
به نام خدا
جناب آقای خدابخشی
نماینده ی محترم مردم شرافتمند الیگودرز درمجلس شورای اسلامی ایران
با سلام و درود!
خبرهایی که ما داریم خوشبختانه حکایت از این دارد، پروژه های در حال ساخت و راه اندازی شهرستان الیگودرز، با رایزنی و پیگیری مدام، فنی و هوشمندانه ی شما و پیگیری مدیران دولتی میسر شده است.
خبرموثق دارم که درآن اقلیم پروژه های دیگری، درحال تحقق است که اصرار بر محرمانه بودن آنان شده است و تاکید شده است تا تحقق کامل، رسانه ای نشوند!
بنده به عنوان یک معلم و هم استانی ازاین منظر، به شما تبریک می گویم!
عضویت شما در کمیسیون برنامه و بودجه و رایزنی شما با عناصر متمکن بخش خصوصی و متقاعد کردن مسئولین و همچنین استفاده ی شما از ظرفیت شستا -زیر نظر سازمان تامین اجتماعی کشور- نشان از هوش و کیاست و کاربلدی شما دارد.
این مجموعه کارهای شغل آفرین در شهرستان الیگودرز بی شک کم ترین دست آوردشان برای جوانان الیگودرزی، امید به آینده و شورزیستن است!
ای کاش! و ای کاش!
خیلی از نمایندگان، درحاشیه های ریشه سوز تغییرمدیران آموزشی، خود را درگیر نمی کردند و خیلی شفاف، از کارکرد تکنیکی و فنی جنابعالی برای توسعه ی حوزه ی انتخابات خود، سرمشق می گرفتند تا اینجای کار، عملکردشما نشان از قدرت لابیگری و جذب حداکثری سرمایه گذاران دارد و نخبگان الیگودرزی را به تحسین واداشته است.
اگر نبود دخالت های سوگیرانه و ی جنابعالی درامور آموزش و پرورش الیگودرز، که پاشنه ی آشیل حضوری- اجتماعی شما هم محسوب شده است!
خدای خودراگواه می گیرم به عنوان یک هموطن و هم استانی به خاطر کارکردکارآفرین و امیدبخش شما خارج از هرگونه سوگیری ی، به سهم خودم برای تکرارنمایندگی شما ازهرگونه تلاش و روشنگری برای مردم، دریغ نمی کردم!
و سرکلاس به دانش آموزان می گفتم:
خ مثل خدابخشی نماینده ی الیگودرز، اگرآموزش و پرورش را به معلمان فرهیخته واگذارکند.!
توقع اینجانب به عنوان کسی که خارج از هرگونه سوگیری ی به انسان های مفید و خیرخواهِ مردم، عشق می ورزم این است که آموزش و پرورش را به اهل نظر واگذار فرمایید و کمک کنید تا خارج از تنگنظری ها از همه ی ظرفیت های علمی و توان های دوچندان درمسیر پیشرفت آن نهاد فرهنگی استفاده شود!
شک نداشته باشید پیگیری های شما برای تحقق این پروژه های مهم و شغل آفرین کافیست تا مردم، برای خدمتگزارصادق خود، پاسخ درست و شایسته ای داشته باشند!
والعاقبه للمتقین
گفت وگو با یک سوال ساده شروع شد: آقای چند روزی است از جشن چهل سالگی انقلاب گذشته است. فکر می کنید وضعیت آزادی و عدالت یعنی مهمترین شاخص های انقلاب اسلامی نسبت به دوران طاغوت چطور است؟» و اما پاسخ آقای صریح و روشن تر از سوال ما بود.

عبدالمطهر محمدخانی: پیگیر بودیم که گفتوگویی صریح و بیپرده با آقای نژاد داشته باشیم و از آخرین تغییرات اعتقادی و بینشی ورفتاریشان سوال کنیم. درخواست مصاحبه دادیم و الحمدلله استقبال کردند. وعدهمان ساختمان ولنجک بود. با همکاران گروه عکس و تصویربردار وارد ساختمان شدیم. پیرمرد صاف و ساده و خوش مشربی دم در بود که با بذله گوئی قوانین ورود به ساختمان را برایمان مرور کرد: لطفا برای ورود، گوشی و دوربین و ضبط و غیره را همینجا بگذارید و بروید.» ابتدا تصور کردیم هماهنگی لازم انجام نشده اما بعد از اینکه از راه پله تاریک با پله های بلند عبور کردیم و به حلقه نزدیکان رئیس جمهور سابق نزدیک شدیم فهمیدیم که احتمالا گفت وگو منحصر به همین جلسه است و قرار نیست چیزی به دست مخاطب فارس برسد.
با این حال به محض ورود آقای مجدد از خود ایشان هم درخواست کردیم که اجازه دهند تصویر برداریم و ضبط کنیم که مصمم بودند بی دوربین و بی ضبط و بی گوشی. اما قرارمان چیز دیگری بود. آقایان تمدن استاندار سابق تهران و جوانفکر هم در جلسه حضور داشتند. قرار بود همان شب فایل مصاحبه صوتی و تصویری هر 3 دوربینی که مصاحبه را ضبط می کردند را به ما برسانند که از این وعده نزدیک به 2 هفته گذشت و بازهم خبری نشد.
اما 2 روز پیش یکی از نزدیکان آقای خبر انجام این گفت وگو را هم منتشر کرد و جالب اینکه توصیه کرده بود که گفت وگو کامل منتشر شود. طبیعی بود که این خواسته ماست اما چون قواعد یک گفت وگوی صمیمانه و صادقانه شکسته شد و اساسا دست ما برای انتشار کوتاه بود، روایتی از جلسه را جهت اطلاع مخاطبان محترم منتشر می کنیم. بدیهی است که هر زمان فایل تصویری این گفت وگوی حدودا 4 ساعته به دست ما برسد مصاحبه را کاملتر منتشر می کنیم.
وضع آزادی از زمان طاغوت بدتر شده است
گفت وگو با یک سوال ساده شروع شد: آقای چند روزی است از جشن چهل سالگی انقلاب گذشته است. فکر می کنید وضعیت مهمترین شاخص های انقلاب اسلامی نسبت به دوران طاغوت چطور است؟ به طور مشخص در آزادی و عدالت وضعیت چگونه است؟» و اما پاسخ آقای صریح و روشن تر از سوال ما بود: وضعیت آزادی نسبت به قبل انقلاب را باید در دو وجه بررسی کرد. بخش اول شدت برخورد با آزادی مردمیست و بخش دوم گستره برخورد با آزادی. معتقدم در بخش اول وضعیت ما بهتر شده است. یعنی شدت عمل حکومت علیه مخالفان تخفیف یافته اما گستره برخورد حکومت با آزادی مردم بدتر شده است. یعنی در مقایسه با قبل، وضع آزادی بدتر شده است.»
و توضیح داد این حرف یعنی الان مانند زمان طاغوت برخوردها با زندانیان ی آنطور خشن نیست، اما دایره و گستره برخوردها بیشتر شده است. برای این ادعای خود مثالهایی هم از زندانهای یکی دو شهر بزرگ آورد که طبق ادعای او صدها نفر در آنها به خاطر آزادی و انتقاد از وضع موجود حضور دارند. نژاد معتقد بود مخالفان و منتقدان روسای سه قوه از برخورد قضایی امان ندارند و زندانها پر از منتقدین به این سه شخصیت(آقای و برادران لاریجانی) است.
آقای نژاد درباره وضعیت عدالت به دو مساله تبارسالاری و اقتصاد اشاره کرد. درباره تبارسالاری گفتند که در این زمینه هماکنون با یک حکومت خانوادگی مواجه هستیم. درباره اقتصاد نیز اشاره داشتند که زمان قبل انقلاب و در دوره طاغوت اقتصاد کشور مردمیتر بود و با انقلاب بنیادها» به بهانه برخورد با سرمایهداری اموال مردم را از آنها گرفتند و همه چیز در اختیار دولت و نهادها و سازمانها قرار گرفت.
درباره وضعیت آزادی مباحثه ای شکل گرفت و آقای با توجه به برخوردی که با نزدیکان ایشان شده بود مصر بودند که نشان دهند وضعیت آزادی بیان هر روز بدتر می شود. توضیح داد که دستگاه قضائی اجازه کمترین نقدی را نمی دهد و اگر علیه علی لاریجانی حرف بزنیم صادق لاریجانی برخورد می کند و اگر علیه رئیس دستگاه قضا نقد کنیم دادستان برخورد می کند و این وضعیت ظالمانه» نشان دهنده این است که نه تنها نمیشود به این ساختار اعتماد کرد بلکه با روند موجود امیدی به اصلاح هم نمیتوان داشت.
به او گفتیم که برخورد قاطع دستگاه قضا با متهمان امنیتی و اقتصادی همواره وجود داشته و مسئله جدیدی نیست. اما شما در زمان ریاست جمهوری در پاسخ به سوال رسانههای خارجی آزادی در ایران را نزدیک به مطلق ارزیابی کردید. آیا این تناقض نیست؟ گفت که حرف آن موقع من را تحریف کردید. من در آن مصاحبه گفتم آزادی در ایران برای نقد دولت من نزدیک به مطلق است.
معتقد بود به بقایی و مشائی ظلم شده است. وقتی از ایشان پرسیدیم که شما 8 سال رئیس جمهور کشور بودید و چرا آن زمان نسبت به این امور اعتراض نکردید گفت شما در جریان نیستید . من همان زمان هم معترض بودم. اما دلیلی نمی دیدم که رسانه ای کنم» گفتیم اما این ادعای آزادی خواهی با مسئولیتهایی که در دولت به امثال آقای مرتضوی دادید چگونه قابل جمع است که گفت: مسئولیت ایشان با انتخاب مستقیم من نبود.»
می گفت مگر آقای مشائی چه کرده بود که با وی اینطور برخورد کردند؟ آیا پاره کردن حکم قاضی جزایش زندان است؟ چرا نقد ما را به حساب اقدام علیه امنیت ملی می گذارند؟
گفتیم شما قاضی را ظالم می دانید. دادستان را هم ظالم می دانید. رئیس دستگاه عدلیه را ظالم و اهل فامیل بازی می دانید. ضمنا معتقدید برای رهبری هم اشکالات را گفتید و اثری ندیدید. همچنین می گوئید اشکال دستگاه قضائی را هم جائی نیست ببریم. آیا فکر نمی کنید این تصویری که ارائه می کنید فارغ از درستی یا غلطی به معنی برآشفتن علیه کشور است؟ آیا امیدی برای مردم می ماند که برای اصلاح صبر کنند؟ آقای اینجا توضیح دادند که حرف من اینست که اگر رئیس دستگاه قضا عوض شود و یک مجتهد عادل و با تقوی بیاید، خیلی مسائل حل میشود. ولی چرا نگرانید؟ فرض کنید من بگویم اشکال ساختاری است. چرا استقبال نمی کنید؟ مگر غیر اینست که کسی بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است؟»
این جمله آخر و جملات مشابهی چون هیچ کس بیشتر از من به این انقلاب خدمت نکرده است»، کسی بیشتر از من به رهبری خدمت نکرده است»، هیچکس به اندازه من برای انقلاب فداکاری نکرده است» در سخنان آقای چندین بار به شکلهای مختلف تکرار شد.
از وی پرسیدیم رهبر انقلاب در خطبه مشهور نماز جمعه 29 خرداد 88 فرمودند که نظرم به فلانی نزدیکتر است. بعدها از دولت شما نیز حمایت کردند. اما آخرین واکنش نسبت به شما این بود که آمدن شما به انتخابات را به صلاح ندانستند. بعدها علتش را هم گفتند که موجب دوقطبی می شود. سوال را ساده و کوتاه و صریح پرسیدیم: به نظرتان شما عوض شدید یا رهبری؟ پاسخ دادند من تغییر نکردم. البته برخی موضوعات برایم روشنتر شده است. اما این چه سوالی است چرا تفتیش عقائد می کنید؟» گفتیم برای یک تمدار نباید مهم باشد که نظر رهبری درباره رفتار او چگونه است؟ اصلا رهبری نه؛ آیا شما به عنوان یک تمدار برایتان نباید مهم باشد که نظر دیگران نسبت به شما چگونه است و چرا تغییر کرده است؟ گفتند این که در ذهن من چه می گذرد به شما چه کار دارد؟»
گفتیم تحلیل شما را می خواهیم. اشکالی دارد؟ ادامه دادیم که چرا رهبری نگران بودند که با آمدن شما دوقطبی شود؟ چه چیز در رفتار شما دیدند؟ گفتند اتفاقا نظر من این بود که من بیایم دوقطبی رفع می شود . کما اینکه دیدید دو قطبی ایجاد شد . اما اگر من حضور داشتم دوقطبی می شد سه قطبی.
به آقای گفتیم اساسا چیزی به نام سه قطبی وجود ندارد. اساسا قطبی شدن مربوط به مردم است نه نامزدها. تقابل هم همیشه دوگانه است نه سه گانه یا بیشتر. سوال اینست که چرا رهبری نگران بودند شما بیاید دوقطبی می شود؟ مجدد گفتند این تفتیش عقاید است. شما بازجوئید مگر . گفتیم آقای شما برایتان مهم نبود که نظر رهبری درباره آمدن یا نیامدن شما چیست؟ گفت نه. اساسا من از ایشان سوال نکردم که بیایم یا خیر. خود رهبر انقلاب در اثنای یک گفت وگو گفتند آمدن شما به صلاح نیست.
به نظر رسید خیلی از این بخش پرسش ها راضی نبودند که پاسخ دهند چون کار به مختصری محاجه کشیده شد و اینکه شما من را بازجویی می کنید و غیره.
ادامه دادند که شما اساسا متوجه نیستید که ولایت فقیه یعنی چی. هرکس مخالف رهبری نظری داشت نباید بگوید؟ من نظرم مخالف ایشان است چه کنم ساکت شوم؟
از ما پرسیدند شما هیچ وقت به رهبری نقد نداشتید؟ یکی از مصاحبه کننده ها جواب دادند تا حالا نقد نداشتیم اما خود رهبر انقلاب هم فرموده اند: نقد به رهبری جایز است. نقد ما هم به شما این مساله نیست.
گفتند نقدتان پس چیست؟»
گفتیم ما نه می گوئیم حرف نزنید و نه می گوئیم چرا نقد دارید. اما نقد به یک عملکرد یک حرف است و تفاوت فاحش با نظام فکری و رفتاری و مدیریتی رهبری، حرف دیگری است. الان هم نمی گوئیم حرف نزنید. سوال ما اینست که اساسا اینکه این تفاوت هر روز دارد بیشتر می شود نگران تان نمی کند؟ به این موضوع فکر کردید؟ رهبری می گوید به آینده امیدواریم و شما می گوئید در بحرانیم و شرایط بن بست گونه است. این تفاوت فاحش بینشی برایتان طبیعی است؟
نژاد در پاسخ گفت: اینها سوالات مردم نیست. من که می گویم شما خبرنگار نیستید یعنی همین. سوالات مردم را بپرسید.» در پاسخ گفتیم: سوال کف جامعه و پایگاههای بسیج و متدینین همین است. که نژادی که در سال 84 دیدیم چرا اینقدر متفاوت شده است؟ مثالهایی از سخنانش در سالهای 83 و 84 درباره ولایت فقیه، شخص رهبری، مدل تورزی حزبالله و . آوردیم و گفتیم سوال بچههای پایگاههای بسیج این است که گوینده آن حرفها امروز چرا اینقدر تغییر کرده است؟ اصلا این تغییر را قبول دارید؟
در پاسخ به ما ابتدا با لبخند پرسید: کف پایگاه بسیج یا کف جامعه؟» گفتیم اتفاقا یکی از تغییرات همین است. نژاد 84 تفاوتی بین بسیجیان و آحاد مردم نمیدید. بسیار از این حرف ما ناراحت شد و گفت که بسیجیها را با میلیونها شبنامه علیه من بدبین کردهاند. من تغییری نکردهام. همان نژاد 84 و همان نژاد 58 هستم. فداکاری که من برای رهبری کردهام هیچکس نکرده است. جای دیگری هم اشاره کردند که رفتاری که رهبری با من داشتند با هیچ رئیس جمهوری نداشتند. معاون قرار میدادم بر می داشتند. میخواستم وزیر عزل کنم اجازه نمی دادند. و مواردی دیگر.
بحث به بیداری اسلامی و ماجرای سوریه کشیده شد. گفتند: من بیداری اسلامی به این شکل که گفته می شد را قبول نداشتم. معتقد بودم پروژه دیگرانست و ما نباید استقبال کنیم. ولی چون نظر رهبری بود حرفی نزدم. ماجرای سوریه هم باید ی حل می شد. هرقدر من تلاش کردم ماجرا به نحو دیگری اصلاح شود نمیگذاشتند. الان هم حل نشده است. همچنان مشکل باقیست.»
آقای مجددا گفت: سوالات مردم را بپرسید. مثل اینکه الان وضعیت کشور چگونه است؟ مقصر کیست؟ باید چه کرد؟» ما هم پرسیدیم که شما در نامه به رهبر انقلاب گفتید این دولت برود کنار. با کدام مبنا به این رسیدید که از رای مردم برگردیم؟ گفت: الان همه مردم میخواهند» گفتیم: بله در نامهتان هم اشاره کردید که مردم می خواهند اما از کجا به این نتیجه رسیدید که نظر مردم برگشته است؟ ضمن اینکه شما برای انتخابات مجدد هم شرط گذاشتید که شورای نگهبان انتخابات را مهندسی نکند، مگر این شورای نگهبان همان شورای نگهبانی نیست که شما را انتخاب کردند؟» گفتند: بله. ولی آیا شورای نگهبان نمی تواند تغییر کند؟ آیا در انتخابات گذشته مهندسی نشد؟ دلیل شان برای رد صلاحیت من چه بود؟ چه پاسخی داشتند؟ در تلویزیون آمدند و گفتند نیازی نیست پاسخ بدهیم.»
سوال کردیم که به نظرتان مردم نظرشان درباره این مواضع شما چیست؟ شما وقتی سراغ انتقاد از قوهقضائیه رفتید که نزدیکانتان را گرفتند. وقتی سراغ شورای نگهبان رفتید که ردصلاحیت شدید. آیا مردم نمیگویند که این انتقادها واقعی نیست؟ پاسخ آقای این بود که من در گذشته هم همیشه نقد داشتم و گفتهام. اما خصوصی نقد میکردم. الان کار به جائی رسیده است که باید علنی بگویم.
گفتیم شما معتقدید مجلس 25 درصد رای مردم را دارد. این دولت را هم دیگر مردم قبول ندارند. عدلیه هم امیدی به اصلاحش نیست. به نظرتان این ایستادن مقابل ساختارهای برآمده از رای مردم نیست؟ پاسخ شان این بود که اگر من احساس خطر کنم نباید حرف بزنم؟ شما باید از حرف های من استقبال کنید که میگویم این کشتی در حال غرق شدن است. شما نمی خواهید ما حرف بزنیم .
پایان جلسه ختم شد به ناگفتههای ایشان. اینطور شروع کردند. حرفهایی می خواهم بزنم که تاب شنیدنش را احتمالا ندارید. حرفهای ایشان درباره حاج قاسم سلیمانی و رهبرانقلاب و سپاه و غیره بود در انتها خودشان نظرشان این بود که منتشر نشود
درباره این سایت